هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
619
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
هرجا ز هرجهت همه بسيار خوش گذشت * بودى به من مراحم حق جمله برملا فصل بهار بود كه در نهم رجب * هنگام صبح گشت عيان آيت ضحى بعد از طلوع صبح ز مشرق دو آفتاب * امروز شد پَديد هم ارض و هم سَما خورشيد آسمان عقب افتاد در طلوع * از گنبد منور سلطان دين رضا زان آفتاب خيره شدى چشمها ، ولى * زين آفتاب يافت همه ستمها ضيا تا گنبد مطهّر مولا طلوع كرد * از اسب اوفتادم با حالت بُكا تا چشم من فتاد بر آن گنبد شريف * بىاختيار شد دلم از لذّت لقا سر بر زمين ز خجلت كردارهاى زشت * دستى بر آسمان ز پى « توبه » و « دعا » اى والى ولايت حق سرور جهان * شاهنشه زمين و زمان ، ابنِ مرتضى مشكلگشا تويى به دو عالم ، ترحمّى * بنما به اين غريب و گُنهكار بينوا سر تا به پا گناهم و حيران به كار خويش * دارم اميد گوشهء چشمى من از شما توفيق را رفيق دلم كن به لطف خويش * امراض قلب را بده از باطنت شفا افكار غير را همه بيرون كن از دلم * يكجا برون ببر همه افكار ماسوا چندى كنم طواف حريمت به جان و دل * تا جان و دل بيابد از آن آستان صفا